قسمت ۱ درس ۲۴ از ۲۴ فصل ۷: پرایس اکشن به سبک رضا گلشاهیان

آموزش پرایس اکشن به سبک رضا گلشاهیان – قسمت اول

این ویدیو قسمت اول مجموعهٔ آموزش پرایس اکشن به سبک رضا گلشاهیان است که در چند قسمت منتشر شده است. در یادداشت‌های این قسمت با مفهوم پرایس اکشن، خواندن قیمت بدون اندیکاتور، ساختار بازار و نقش تایم‌فریم‌ها آشنا می‌شوید.

تماشای این ویدیو در یوتیوب

ویدیوهای بیشتر را در کانال یوتیوب رضا گلشاهیان ببینید.

  • پرایس اکشن (Price Action) یعنی تصمیم‌گیری بر اساس حرکت خود قیمت، با کمترین ابزار کمکی.
  • می‌دانید چرا اندیکاتورها نسبت به قیمت تأخیر دارند و نمودار خلوت چه چیزی را روشن‌تر نشان می‌دهد.
  • ساختار بازار را از سقف‌ها و کف‌های نوسانی می‌خوانید و لحظهٔ شکست ساختار را تشخیص می‌دهید.
  • به هر تایم‌فریم نقشی مشخص می‌دهید و مسیر یادداشت‌های این مجموعه را می‌شناسید.

پرایس اکشن یعنی خواندن خود قیمت

پرایس اکشن را می‌توان «رفتار قیمت» ترجمه کرد: این‌که قیمت کجا رفته، کجا متوقف شده و با چه سرعتی حرکت کرده است. معامله‌گر پرایس اکشن تصمیم‌هایش را از کندل‌ها، سقف‌ها و کف‌ها و سطح‌های مهم نمودار می‌گیرد، نه از سیگنال اندیکاتورها. پرایس اکشن یک استراتژی واحد نیست، بلکه خانواده‌ای از روش‌هاست؛ این یادداشت‌ها اصول عمومی مشترک آن‌ها را مرور می‌کنند.

تقریباً هر تحلیل پرایس اکشن به سه پرسش جواب می‌دهد:

  1. کجا هستیم؟ قیمت نسبت به سطح‌های مهم حمایت و مقاومت کجا قرار دارد.
  2. ساختار چیست؟ بازار در روند صعودی، روند نزولی یا محدودهٔ رنج است.
  3. واکنش چگونه است؟ قیمت در برخورد با یک سطح پس زده می‌شود، آن را می‌شکند یا کنارش مکث می‌کند.

نمودار بدون اندیکاتور: مزیت‌ها و محدودیت‌ها

اندیکاتورهایی مثل میانگین متحرک، RSI و MACD از قیمت‌های گذشته محاسبه می‌شوند؛ پس اطلاعاتشان پیش‌تر در خود قیمت بوده و با تأخیر (Lag) به اندیکاتور رسیده است. مثال: قیمت بسته شدن EUR/USD در پنج روز متوالی ۱٫۰۸۰۰، ۱٫۰۸۲۰، ۱٫۰۸۴۰، ۱٫۰۸۶۰ و ۱٫۰۸۸۰ است و میانگین متحرک ساده (SMA) پنج‌روزه روی ۱٫۰۸۴۰ قرار دارد. روز ششم قیمت ۱۰۰ پیپ می‌ریزد و در ۱٫۰۷۸۰ بسته می‌شود، اما میانگین تازه ۱٫۰۸۳۶ است و فقط ۴ پیپ پایین آمده.

نمودار خلوت سیگنال‌های متناقض را کم می‌کند، سطح‌های تصمیم را بهتر نشان می‌دهد و حد ضرر و حد سود را به شکل قیمت روی نمودار تعیین می‌کند. در مقابل، پرایس اکشن ذهنی‌تر است و دو معامله‌گر ممکن است از یک نمودار دو برداشت متفاوت داشته باشند. برای همین قواعد مکتوب و تمرین زیاد روی حساب دمو بخشی از این روش است.

ساختار بازار: روند، رنج و شکست ساختار

پایهٔ ساختار، سقف‌ها و کف‌های نوسانی است که در درس رفتار قیمت به‌صورت امواج دیدید: سقف بالاتر (Higher High) و کف بالاتر (Higher Low) در روند صعودی، سقف پایین‌تر (Lower High) و کف پایین‌تر (Lower Low) در روند نزولی، و تکرار آن‌ها در یک محدوده در بازار رنج (Range). در پرایس اکشن مهم‌ترین نقطه، آخرین کفی است که روند صعودی را نگه داشته، یا آخرین سقفی که روند نزولی را. جدول زیر یک دنبالهٔ فرضی روی GBP/USD را نقطه‌به‌نقطه می‌خواند:

نقطهقیمتبرچسببرداشت
کف۱٫۲۵۰۰نقطهٔ شروعهنوز ساختاری نیست
سقف۱٫۲۶۲۰اولین سقفمرجع سقف بعدی
کف۱٫۲۵۶۰کف بالاتر (HL)احتمال روند صعودی
سقف۱٫۲۶۸۰سقف بالاتر (HH)تأیید روند صعودی
کف۱٫۲۶۱۰کف بالاتر (HL)آخرین کفِ نگه‌دارندهٔ روند
سقف۱٫۲۶۵۰سقف پایین‌تر (LH)هشدار؛ ساختار هنوز سالم است
بسته شدن کندل۱٫۲۵۹۰زیر آخرین کف بالاترشکست ساختار صعودی

سقف پایین‌تر در ردیف ششم فقط هشدار است؛ تغییر واقعی وقتی رخ می‌دهد که کندلی زیر ۱٫۲۶۱۰ بسته شود. از آن لحظه دیگر نمی‌توان با فرض روند صعودی خرید کرد و بازار یا وارد رنج می‌شود یا روند نزولی را آغاز می‌کند. میانهٔ محدودهٔ رنج هم جای تصمیم‌گیری نیست، چون نه حمایت نزدیک است نه مقاومت.

تایم‌فریم‌ها: از نقشهٔ کلی تا لحظهٔ ورود

یک نمودار در تایم‌فریم‌های مختلف تصویرهای متفاوتی دارد؛ جزئیات آن در بخش سوم رفتار قیمت به‌صورت امواج آمده است. در پرایس اکشن معمولاً از بالا به پایین کار می‌کنید و به هر تایم‌فریم نقشی مشخص می‌دهید:

  • تایم‌فریم بالا (W1 و D1): نقشهٔ کلی؛ سطح‌های ماژور و جهت اصلی بازار.
  • تایم‌فریم میانی (H4): ساختار فعلی و فاصلهٔ قیمت تا نزدیک‌ترین سطح‌ها.
  • تایم‌فریم پایین (H1 یا M15): زمان‌بندی ورود و جای دقیق حد ضرر.

تایم‌فریم‌های خیلی پایین نویز (Noise) زیادی دارند، یعنی حرکت‌های کوچک و تصادفی که ساختار واقعی را پنهان می‌کنند. هزینه هم سنگین‌تر می‌شود: اسپرد ۱ پیپی در یک حرکت ۱۰ پیپی ۱۰٪ کل حرکت است، اما در یک حرکت ۶۰ پیپی حدود ۱٫۷٪. برای شروع، تمرین‌ها را روی D1 و H4 انجام دهید.

مسیر یادداشت‌های این مجموعه

یادداشت‌های قسمت‌های بعد هر کدام یکی از همان سه پرسش را کامل‌تر می‌کنند. قسمت دوم به رسم و انتخاب سطح‌های حمایت و مقاومت ماژور می‌پردازد، یعنی پاسخ «کجا هستیم؟». قسمت سوم واکنش قیمت در این سطح‌ها را بررسی می‌کند و قسمت چهارم تارگت، نسبت ریسک به ریوارد و حجم معامله را.

یادداشت‌های این مجموعه روی کندل‌ها، حمایت و مقاومت و مدیریت سرمایهٔ دورهٔ پایه بنا شده‌اند. هر قاعده‌ای را که برای خودتان تعریف می‌کنید در دفترچه‌ای بنویسید؛ قاعدهٔ نانوشته پس از چند معامله ناخودآگاه تغییر می‌کند و دیگر قابل سنجش نیست.

پرایس اکشن ضرر را حذف نمی‌کند و خواندن درست ساختار، حداکثر احتمال را کمی به نفع شما تغییر می‌دهد. بدون حد ضرر و با اهرم بالا، حتی تحلیل درست هم ممکن است با یک حرکت مخالف به ضرر بزرگ تبدیل شود.

اشتباه‌های رایج

  • یکی دانستن پرایس اکشن با حفظ کردن الگوهای کندلی، بدون توجه به محل تشکیل آن‌ها.
  • پر کردن نمودار با خط و ناحیه تا جایی که دیگر چیزی خوانا نباشد.
  • تشخیص روند در تایم‌فریم پایین بدون نگاه به تایم‌فریم بالا.
  • تغییر روش پس از هر ضرر، پیش از ثبت نتیجهٔ چند ده معامله.
  • معامله در میانهٔ محدودهٔ رنج، دور از هر حمایت و مقاومت.

تمرین این قسمت

  1. در حساب دمو همهٔ اندیکاتورها را از نمودار EUR/USD بردارید و فقط کندل‌ها را نگه دارید.
  2. در نمودار D1 شش ماه اخیر، سقف‌ها و کف‌های نوسانی اصلی را علامت بزنید و هر کدام را HH، HL، LH یا LL برچسب بزنید.
  3. بنویسید بازار الان در روند صعودی، نزولی یا رنج است و قیمت نقطه‌ای را که شکستنش ساختار را عوض می‌کند یادداشت کنید.
  4. همین نمودار را در H4 و H1 باز کنید و بنویسید ساختار هر کدام با D1 هم‌جهت است یا نه.

یادداشت متنی هر درس برای مرور ویدیو نوشته شده و در تهیه آن از ابزارهای هوش مصنوعی کمک گرفته‌ایم. اگر جایی با توضیح ویدیو فرق داشت، توضیح ویدیو ملاک است؛ لطفاً در بخش دیدگاه‌ها خبر بدهید. هیچ بخشی از این درس توصیه سرمایه‌گذاری یا سیگنال معاملاتی نیست.

دیدگاه‌ها

نظرات کاربران هنوز دیدگاهی ثبت نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیگنال ارز دیجیتال اخبار ارز دیجیتال تحلیل طلا سیگنال طلا
سیگنال فارکس تلگرام بهترین بروکر فارکس برای ایرانیان